عطا ملك جوينى
55
تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسى ) ( ط دنياى كتاب )
مسارعت بتقديم رسانند « 1 » ، چون شيلامون « 2 » بيتكچى كه ايلچى خواجه « 3 » بود از اداى رسالت فارغ شد بسخن او زيادت التفاتى ننمود و خواست كه او را قصدى پيوندد و مكروهى بوى رساند ، يك خاتون خواجه كه بمرتبه از خواتين ديگر فروتر بود و بعقل و فطنت بيشتر پيش اين انديشه بازآمد و گفت بر رسول اداى رسالت است و به هيچ عهدى رسول ياغيان را تعرّض نرسانيدهاند تا بدان چه رسد كه از خدمت منكو قاآن ايلچى آيد چگونه قصد او توان كرد و بقتل يك نفس « 4 » در ملك خود چه نقصان و وهن « 5 » صورت توان بست و « 6 » در ضمن آن حركت مفاسد بسيار تولّد كند و بواسطهء آن درياهاى فتنه در موج آيد و جهان مضطرب گردد و نايرهء بلاها ملتهب شود و چون كار از دست برود ندامت و پشيمانى فايده ندهد منكو قاآن آقاست و بمحلّ پدر به خدمت او بايد رفت و فرمان او بهرچ صادر گردد منقاد و مذعان بايد بود ، خواجه را چون بخت يار بود درين معانى « 7 » انديشه كرد و وخامت عاقبت امور و ندامت سرانجام كارها باز انديشيد « 8 » نصيحت او را بسمع رضا اصغا نمود و شيلامون « 9 » را اعزاز و اكرام واجب داشت و او و خاتون « 10 » هريك از آنجا كه بودند در حركت آمدند و به حضرت پويان گشتند ، و تكشى « 11 » اغول كه در خدمت آقاى « 12 » خويش قراهولاكو آمده بود
--> ( 1 ) آ ح : رسانند ، ب : رسانيد ؟ ؟ ؟ ، ج د ه ز : رسانيد ، - رجوع بحاشيهء قبل ، ( 2 ) كذا فى ج ه ، آ د : سيلامون ، ب ز : سلامون ، ح : سرامون ، ( 3 ) يعنى ايلچى بنزد خواجه بود از جانب منكو قاآن ، ( 4 ) كذا فى ستّ نسخ ، ا : كس ، ( 5 ) آ : دهن ، د ح ندارند ، ( 6 ) آ ج اين واو را ندارند ، ( 7 ) كذا فى ستّ نسخ ، آ : معنى ، ( 8 ) ج د ز افزودهاند : و ، ( 9 ) كذا فى ب ج ه ح ، د ز : سيلامون ، آ : سيرامون ، ( 10 ) كذا فى جميع النّسخ بدون مضاف اليه ، ( 11 ) تصحيح مظنون ، آ ب ح : نكشى ؟ ؟ ؟ ، ز : تكشى ( يا ) تكش ، ج : به كسى ؟ ؟ ؟ ، ه : به كسى ، د : مكش ، - قريب بيقين است كه مراد تكشى بن موچى يبه بن جغتاى است ( جامع ص 160 ) ، و مؤيّد آنست لفظ « اغول » كه علامت شاهزادگى اوست ، در جامع فقرهء معادلهء ما نحن فيه را ندارد ، ( 12 ) د ز ح : آغاى ،